در حال بارگذاری ...
  • طنزآوران جهان نمایش

    گردآورنده و مترجم: داریوش مودبیان

    ناشر: نشرگویا

    سال چاپ: 1397

    «طنز» قالب نیست، موضوع هم نیست که بتوان آن را بر زمینههای گوناگون موضوعی استوارکرد. طنز، مضمون است؛ بیشتر جمع مضامین ناهمساز است. گاه به قالب «شعر» ـ چه در سخن نغز منثور و چه در «نظم» روان مکتوب ـ درمی‌آید، گاه در قالب قصه ـ چه لطیفه و خاطرهگویی روزمره و چه داستان کوتاه یا بلند نگاشته شده ـ جای میپذیرد و گاه در پس مدح یا هجو خود را پنهان میکند و گاه روی صحنه و یا روی پرده نمایش.

    «ابزار» نفوذ طنز در دل عارف و عامی «خنده» است و خنده فقط از آن انسان است و از پس دیدن و شنیدن و اندیشیدن در... و یا همچنان که «هانری برگسون» فرانسوی (در رساله معروف خود با عنوان خنده) میگوید: «و بر هر آنچه انسانی است حادث میشود». پس هدف «طنز» ـ که با ابزار خنده میسر میشود ـ برانگیختن «اندیشه» در نزد انسان است. «خنده» اهرمی میشود برای به جریان انداختن «گسترشپذیری» اندیشه؛ و یا مضمون طنز چنان بیان میشود که از پی اندیشه در کار جهان و جهانیان خنده حادث میشود. هدف از به‌پاداشتن این چرخه: «خنده ـ اندیشه» و یا «اندیشه ـ خنده»، انبساط خاطر است، شادی روح و روان است: تفنن. (سرگرمی).

    از سوی دیگر: شیوه کارکرد «خنده» در قالب یک داستان برای اینکه این داستان بتواند به نمایش بینجامد پرداختن به مضمون و یا مضامین «طنز» است و تلاقی این سه یعنی: داستان، مضمون (طنز) و چرخه «خنده و اندیشه» نمایشی را حاصل میآورد که به اصطلاح و به اعتبار تاریخ نمایش آن را «کمدی» نام نهادهایم.

    «کمدینویس» طنزپردازی است که در قالب یک داستان به بیان مضمونی میپردازد که بر «آن» و یا در پس «بیان آن» بتوان خندید و دست آخر کمدینویس طنزپرداز با همین ابزار، خنده یا اندیشهای را برمیانگیزاند و یا اندیشهای را پنهان میسازد یا اندیشهای میآموزاند و یا حتی به قصد و عمد، اندیشهای را ملوث میدارد و یا ... و یا چنان میخنداند که جایی برای اندیشه و اندیشیدن نمیگذارد. میخواهیم بگوییم که در «چرخه اندیشه ـ خنده» ـ یعنی که طنز ـ برای بیان و نمایش داستان ـ یعنی که «کمدی» ـ نسبت مساوی از این و از آن وجود ندارد. گاه چرخه به نیروی اندیشه میچرخد و خنده تحویل و محصول میدهد و گاه خنده همه چیز این چرخه میشود؛ چه ابزار و چه مواد، چه حاصل و چه مقصود و اندیشه جایی نمییابد. اما همیشه این چرخه است که میچرخد تا «کمدی» به وجود آید. یعنی که گاه بی‌اندیشه‌گی در «کمدی» هم خود اندیشهای است!

    «کمدی» یکی از انواع نمایش است. قصد نگارش و نمایش کمدی خنداندن است و خنداندن خود هنر است. «چگونه خنداندن»، شکل و جنس یا نوع کمدی را مشخص میکند. کمدی را «گونه»ها بسیار است. اگر هدف از خنده و خنداندن فقط خنده‌ی محض باشد، قهقهه‌سردادنی از سر بیهدفی، یا برای گذران وقت بیهیچ تعهد و اختیاری، از سر بیدردی خندیدن به بیدردها، یعنی که آن پدیدآورنده‌ی خنده یا پدیده خندهآور هیچ تعقلی و تفکری را برنینگیزد: آن را اصطلاحاً «کمدی سبک» یا «کمدی محض» مینامند و به لفظ عوام آن را «مسخرگی و لودگی» میگویند.

    از سوی دیگر، اگر هدف از خنداندن: «لبخند» باشد، لبخندی از سر تفکر و تأمل، و از پس آن هم دوباره به فکر فرو شدن در کار جهان و جهانیان از برای دریافتن رمز و رموز زندگی انسان و از برای دقیق‌شدن و نظرکردن در بود و نبود انسان، خلاصه به همراه «لبخند» به تفکری فلسفی «گرائیدن»، آن را «کمدی فلسفی» نام میدهند.

    پس این عصای جادویی که «کمدی» نام دارد، دو سر دارد: یک سر قهقهه میآفریند بیهیچ تفکری ـ یعنی خود حتی میتواند زایل‌کننده‌ی تفکر شود ـ و سوی دیگر: زهرخندی است با هزار اندیشه‌ی اندیشمندانه. و از این سر تا به آن سر هزار بند دارد و هزار رنگ و نیرنگ، هزار دست دارد که خود «هزاردستان» است.

    سخن از انواع گونهگون «کمدی» نیست ـ که آن مقال دیگری است و بیهیچ قولی روزی از این مقوله هم (در یکی از دفاتر «طنزآوران جهان نمایش») به‌سزا خواهیم گفت ـ میخواهیم درباره‌ی یکی از «چرخههای» کمدینویسی گفتوگو کنیم، شیوهای که برخی از انواع «کمدی» را در برمیگیرد و آن شیوه و یا چرخه‌ی «طنز نمایشی» است.

    «طنز» چرخه [چرخه، حاصل کارکرد متقابل و متوالی عناصر است در یک مجموعه؛ اینجا حاصل ارتباط و یا تقابل «خنده» و «اندیشه» ـ همان گونه که دیدیم ـ کارکرد «طنز» محسوب می‌‌شود.] و شیوهای است [شیوه به چگونگی عمل اشاره دارد، چگونه چرخیدن چرخ نه نیرویی که آن را به حرکت درآورده، نه حاصل چرخش آن.] با راه و رسم و عناوین گوناگون در برخورد انتقادآمیز با کنشها و واکنشهای شخصی و اجتماعی، فردی و جمعی انسان. در واقع این برخورد «هجو» است، هجو صفات نکوهیده آدمی ـ در خلوت خویش و یا در جمع و با دیگران ـ اما «هجو» در طنز با ظرافت و نازک خیالی و تیزاندیشی بیان میشود. طنزنویس نه فقط میخنداند، نه فقط در لفافه خنده انتقاد میکند، بلکه در میان این همه و در هنگامه این خندهها، نکتههایی را بیان میدارد، آن هم با ظرافت و نازکبینی و ژرفاندیشی اما آسان و روان که از توان من و ما برنمیآید.

    طنزپرداز نمایشی ـ بهتر بگوییم کمدینویس ـ برحسب روش نگارش، از یک سو دقایق و نکتهها و فنون و ظرایفی را به کار میگیرد و از سوی دیگر: مضامین و موضوعها و محدودههای مورد بحث در زمینههای مختلف را برحسب ذوق و سلیقه خود در هم میآمیزد. بدین‌سان کمدی یا طنز نمایشی گونهگون است.

    مجموعه طنزآوران جهان نمایش کوششی است برای ارائه این «گونهگون»های طنز و «کمدیهای» اندیشمندانه از طریق رجوع به آثار برگزیده طنزپردازان جهان، از این سوی و آن سوی دنیا، که بسیاری از آنان ـ برای ما ـ نامی آشنا دارند و برخی نیز ـ برای خوانندگان و تماشاگران ما ـ ناشناخته ماندهاند و یا حتی ناشناسند و دست آخر، بعضی اصلاً نامی از خود باقی نگذاشتهاند؛ مقصود نمایشنامههای قرون میانی اروپا هستند یا قصههای عامیانه مکتوبی که قابلیت نمایشی شدن را دارند.

    در اینجا ـ بیهیچ ادعایی ـ به غیر از ارائه نمونههایی نمایشی از طنز و روشها و شیوههای طنزپردازی و طنزآوری، بیشتر هدف ما آشنایی است و آشناکردن؛ یا بهتر بگوییم: نوعی آموزش است، ارائه معیارها و نمونههایی است که از طریق آنها بتوان سره را از ناسره «طنز در نمایش» که امروزه روز بسیار مورد استقبالِ خوانندگان و تماشاگران تئاتر قرار گرفتهاند تشخیص داد. بسیاری از نمایشنامهها، نمونههایی برتر و برگزیده در میان آثارِ یک کمدینویس یا طنزآور هستند. این نمونهها گاه در کل «الگوهایی» برای نگارشند، اما در جزءء تعمیم و آموزش نوعی «نگره» یا «انگاره» یا حتی «نظریه» و نظر در «طنزپردازی» نیستند؛ یعنی در بسیاری از موارد ما نمونههایی را به دست میدهیم که رهروان این راه را به کار آید، همچون چارچوبهایی ساخته و پرداخته شده در طی اعصار و قرون، اما در اجزاء و به ویژه جزء «کلامی» ـ «گفتارها» ـ شرط احتیاط لازم است، باید بادقت نظر کرد و بادقت نظر داد. آنچه در میان برخی از این آثار آمده، حاصل فرهنگ قومی است، گاه شایسته و بایسته‌ی گروهی از آدمیان در زمان و مکانی دیگر و معین و خاص.

    ادعای این کار را نداریم که بهتر از دیگران طنز را میشناسیم، یا بهتر از دیگران ترجمه و یا تنظیم میکنیم و یا ـ زبانمان لال و قلممان شکسته ـ مینویسیم؛ نه، هرگز! فقط میگوییم تا بدانید: بیش از پنجاه سال است که در کنار هر آنچه که نامش را نمایش گذارده اند ـ از بازیگری گرفته تا کارگردانی که از صحنه تئاتر بوده تا جلوی دوربین سینما و به ویژه تلویزیون و از خواندن و پیجویی متون نمایشی و آموزشی آغاز شده تا به تدریس در دانشگاه و مراکز آموزش عالی خاتمه یافته؛ با اندک بضاعتی که از یکی دو زبان بیگانه داشتیم و داریم، دست به برگردان مقاله، فیلمنامه و بهویژه نمایشنامه بردهایم و همچنان میبریم! و بیشتر این ترجمهها در زمینه طنز و «کمدی» و مضحکه و فکاهه و مطایبه و... بوده و هست، برحسب مذاق خود و خمیرمایه وجودی خویش که گمان میکنیم با طنز و طنزپردازی عجین شده است.

    بیش و کم برای این دست به کار ترجمه متونِ نمایشی میشدیم تا شاید فرصت اجرای آنها را بیابیم و اگر این فرصت را مییافتیم، ترجمه را به هنگام تمرین یا اجرا از صافی ذهن و سپس دهان و دندان بازیگران میگذارندیم... و بالاخره حاصل این پنجاه و اندی سال کار، ترجمه نزدیک به صد نمایشنامه کوتاه و بلند است که برخی از آنها را در اینجا و آنجا در بعضی از مجلهها و نشریههای تخصصی نمایش، عموماً زیر همین عنوان«طنزآوران جهان ...» به چاپ رساندیم ـ به ویژه آنهایی که قابلیت چاپ، به لحاظ کمی در مجله را دارا بودند ـ برخی را خود به صحنه برده و یا بیشتر در «تلویزیون» ـ باز هم با همین عنوان «طنزآوران ...» اجرا کردیم و بعضی را علاقهمندان هنر نمایش در اینجا و آنجای کشور پهناورمان به روی صحنه بردند و... برخی را هنوز نه فرصت اجر ا یافتیم و نه فرصت اجرا دادند!

    از سال 1375 تا 1395 طی بیست سال، بسیاری از این کمدیها، زیر همین عنوان «طنزآوران جهان...» به طور پراکنده ـ به صورت کتاب ـ به چاپ رسید و مورد توجه و استقبال خاص و عام قرار گرفت. اینک به همت والای مدیران محترم نشر گویا، مجموعه طنزآوران جهان نمایش، در هیئتی تازه، وزین و زیبا و به طور مستمر به چاپ خواهد رسید.




    نظرات کاربران